کامران مشفق‌آرانی

کامپیوترهای کوانتومی اَبَررایانه‌های نوظهوری هستند که  قادرند محاسباتی را انجام دهند که برای ماشین‌های محاسباتی متعارف، دست‌نیافتنی یا بسیار زمان‌بر است. نوشتار زیر به مزایا و عوارض احتمالی ورود این دستگاه های عظیم به صحنه می پردازد 

در عصر حاضر موج خروشان فنّاوری (تکنولوژی) با سرعتی سرسام‌آور پیش می‌رود و هر روز افقهای جدیدی را پیش روی بشر می‌گشاید.
 در میان این تحولات شگفت‌انگیز، یک پدیده خاص توجه دانشمندان و متخصصان را به خود جلب کرده است: کامپیوترهای کوانتومی. این اَبَررایانه‌های نوظهور با بهره‌گیری از اصول مکانیک کوانتومی، قادرند محاسباتی را انجام دهند که برای ماشین‌های محاسباتی متعارف، دست‌نیافتنی یا بسیار زمان‌بر است. تصور کنید بتوانیم در کسری از ثانیه، داروهای جدیدی برای بیماری‌های صعب‌العلاج کشف یا الگوهای پیچیده اقتصادی را با دقتی بی‌سابقه پیش‌بینی کنیم. 
این تنها گوشه‌ای از قابلیت‌های خارق‌العاده کامپیوترهای کوانتومی است. اما همان‌طور که این فناوری می‌تواند دریچه‌ای به سوی آینده‌ای درخشان بگشاید، نگرانی‌هایی را نیز برمی‌انگیزد.
یکی از مهمترین دغدغه‌ها، مسأله «شکاف دیجیتال» است. این اصطلاح به فاصله میان افراد، جوامع و کشورهایی اشاره دارد که به فنّاوری‌های پیشرفته دسترس دارند و آنهایی که از این امکان محروم هستند. 
با ظهور کامپیوترهای کوانتومی، این شکاف ممکن است ابعادی تازه و عمیق‌تر پیدا کند. چه‌بسا کشورها و شرکت‌های پیشرو به این فناوری‌ها دست بیابند، اما ملل کمتر توسعه‌یافته از آن بی‌بهره بمانند. این امر  به تشدید نابرابری در سطح جهانی می‌انجامد. حتی در درون یک کشور، احتمال دارد تنها قشر خاصی از جامعه بتواند از مزایای این فناوری بهره‌مند شود؛ برای مثال، داروهای شخصی‌سازی شده که با کمک محاسبات کوانتومی تولید می‌شود، ممکن است فقط در دسترس افراد مرفه قرار گیرد.

تحول در بازار کار 
موضوع دیگری که باید به آن توجه کرد، تحولات گسترده در بازار کار است. احتمالاً بسیاری از مشاغل موجود با ورود این فنّاوری منسوخ خواهند شد، در حالی که حرفه‌های نوظهور به دانش و مهارت‌های ویژه‌ای نیاز خواهند داشت.
 این بدان معناست افرادی که نتوانند خود را با این تغییرات سریع وفق دهند، ممکن است با چالش‌های جدی در زمینه اشتغال مواجه شوند. جف بزوس ـ بنیانگذار غول فناوری آمازون ـ معتقد است ما در آستانه یک انقلاب کوانتومی قرار داریم که می‌تواند صنایع مختلف را از بنیاد دگرگون سازد. 
این دیدگاه هم هیجان‌انگیز است و هم تا حدی نگران‌کننده. هیجان‌انگیز از این جهت که می‌تواند راه‌حل‌هایی برای معضلات پیچیده جهانی ارائه دهد و نگران‌کننده از این نظر که ممکن است عده‌ای از این قافله پرشتاب جا بمانند.
بیل گیتس ـ شخصیت سرشناس دنیای فناوری و بنیانگذار مایکروسافت ـ بر اهمیت دسترسی فراگیر به فناوری تأکید می‌ورزد. او بر این باور است که ثمرات پیشرفت‌های فناورانه باید در خدمت عموم مردم قرار گیرد، نه صرفاً اقلیتی ثروتمند.
 این نگرش نشان می‌دهد که باید برای کاهش شکاف دیجیتال در عصر کوانتومی، تدابیری اندیشید و اقداماتی عملی انجام داد. 
از سوی دیگر، ایلان ماسک ـ کارآفرین نامدار و مدیرعامل شرکت‌های تسلا و اسپیس‌ایکس ـ نسبت به مخاطرات بالقوه هوش مصنوعی هشدار داده است. 
با توجه به اینکه کامپیوترهای کوانتومی قادرند توانمندی‌های هوش مصنوعی را به طرز چشمگیری افزایش دهند، این هشدار ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند و باید با جدیت بیشتری مورد توجه قرار گیرد.

بازنگری در جایگاه شهروندان
ری کورزویل، آینده‌پژوه مشهور و نویسنده کتاب «تکینگی نزدیک است»، پیش‌بینی کرده که در آینده‌ای نه چندان دور، هوش مصنوعی از هوش انسانی پیشی خواهد گرفت. با ورود کامپیوترهای کوانتومی به عرصه، این پیش‌بینی  زودتر از آنچه تصور می‌شد به واقعیت می‌پیوندد. 
این امر ممکن است تحولاتی بنیادین در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و حتی فلسفی جوامع ایجاد کند. 
جرمی ریفکین در کتاب «جامعه با هزینه نهایی نزدیک به صفر» مفهومی انقلابی را مطرح می‌کند که می‌تواند ساختار اقتصادی و اجتماعی جهان را دگرگون سازد. 
او در تبیین نظریه خود، دگرگونی ژرفی را در ساختارهای اقتصادی و بافت اجتماعی پیش‌بینی می‌کند که در آن، مفاهیم قدیمی مالکیت، اشتغال و سرمایه دچار تحولات اساسی می‌شود. 
در این الگوی نوظهور، اقتصاد مبتنی بر اشتراک جایگزین رویکردهای مصرف‌گرایانه می‌گردد و امکان بهره‌برداری از منابع، اهمیتی فراتر از تصاحب آنها پیدا می‌کند؛ همگام با فراگیر شدن خودکارسازی و گسترش سیستم‌های هوشمند مصنوعی، عرصه کسب و کار نیز متحول می‌شود و فعالیت‌های خیرخواهانه و سازمان‌های غیرانتفاعی رواج می‌یابد. این فرآیند منجر به بازنگری در مفهوم ارزش‌آفرینی اجتماعی و جایگاه شهروندان در جامعه می‌شود.
در چشم‌اندازی که ریفکین ترسیم می‌کند، الگوهای همیاری و مشارکت محور جایگزین رقابت‌های مرسوم در نظام سرمایه‌داری می‌شود و شبکه به هم پیوسته اشیای هوشمند به عنوان شالوده این ساختار نوین ایفای نقش می‌کند، دستگاه تعلیم و تربیت نیز ناگزیر از انطباق با این وضعیت، بر شکوفایی استعدادهای خلاق و توانمندی‌های حل چالش تمرکز می‌یابد.  این مهم در حوزه تأمین انرژی، منابع تجدیدشونده به‌ویژه انرژی خورشیدی، نقشی کلیدی در کاهش هزینه‌ها و حفظ تعادل زیست‌بوم ایفا می‌کند. 
البته نگرش انقلابی جدید وی، مستلزم بازاندیشی در مفاهیم بنیادین اقتصادی است. در جامعه‌ای که هزینه تولید کالاها و خدمات به سمت صفر میل می‌کند، پارادایم‌های سنتی کسب سود و انباشت ثروت دستخوش تغییرات بنیادین خواهند شد. 
این روند به ظهور مدلهای نوآورانه کسب و کار منجر خواهد شد که در آنها، ارزش‌آفرینی بیشتر بر پایه خلق تجربیات منحصر به‌فرد و ارائه راه‌حل‌های خلاقانه برای چالش‌های پیچیده استوار است.

چالش‌ها
دیدگاه این اندیشمند با چالش‌هایی نیز روبروست؛ ازجمله: موانع فنی و اقتصادی در دستیابی به هزینه نهایی صفر، مسائل مرتبط با عدالت در بهره‌مندی از پیشرفت‌های فناورانه و دغدغه‌های زیست‌محیطی ناشی از افزایش مصرف انرژی در فرآیندهای دیجیتال. علاوه بر این، چه‌بسا تغییرات گسترده در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی،  به بی‌ثباتی و اختلال در زندگی بسیاری از افراد منجر گردد.
با وجود این، او بر آن است که با برنامه‌ریزی هوشمندانه و مشارکت فراگیر، می‌توان به سوی جامعه‌ای پایدارتر و انسانی‌تر گام برداشت. 
در این مسیر، نقش سیاستگذاران و نهادهای بین‌المللی در هدایت این گذار و مدیریت پیامدهای آن بسیار حیاتی خواهد بود. او تأکید می‌کند که جوامع باید از هم‌اکنون برای این تحولات آماده شوند و سیاست‌هایی را اتخاذ کنند که منافع حاصل از این انقلاب فنّاورانه را به‌ طور عادلانه توزیع کند و در نهایت این چشم‌انداز را فرصتی برای بازتعریف مفهوم پیشرفت و توسعه انسانی می‌داند. 
او می‌گوید جامعه با هزینه نهایی نزدیک به صفر می‌تواند زمینه‌ساز شکوفایی خلاقیت‌ها، تقویت روابط انسانی و ایجاد تعادل پایدار میان انسان و طبیعت باشد. این دیدگاه، ما را به تفکر عمیق‌تر درباره ارزش‌های بنیادین جوامع و مسیر آینده بشریت فرا می‌خواند.

چه باید کرد؟
در چنین وضعیتی و با این حجم گسترده از نگره‌ها و نظریه‌های جدید و پیچیده، چه باید کرد؟ 
ـ به‌یقین در وهله نخست برای اینکه اطمینان حاصل کنیم همگان از مواهب این فناوری انقلابی بهره‌مند می‌شوند، باید اقداماتی هدفمند و همه‌جانبه صورت بگیرد. سرمایه‌گذاری گسترده در آموزش، به‌ویژه در زمینه علوم پایه و مفاهیم کوانتومی می‌تواند زمینه را برای پرورش نسلی آماده برای رویارویی با چالش‌های عصر جدید فراهم آورد.
ـ همکاری بین‌المللی در زمینه توسعه و کاربرد فناوری کوانتومی نیز از اهمیت خاصی برخوردار است. این همکاری مانع از تمرکز قدرت در دست معدودی از کشورها یا شرکت‌های فراملیتی می‌شود و به توزیع عادلانه‌تر منافع حاصل از این فناوری کمک می‌کند. 
ـ وضع قوانین و مقررات مناسب برای تنظیم استفاده از فناوری کوانتومی و محافظت از حریم خصوصی افراد، گامی ضروری در مسیر بهره‌برداری اخلاقی از این دستاورد است.  
ـ با توجه به قدرت چشمگیر کامپیوترهای کوانتومی در شکستن رمزهای متداول، نیاز به توسعه ساختارهای امنیتی جدید و مقاوم در برابر حملات کوانتومی، بیش از پیش احساس می‌شود.ـ توسعه زیرساخت‌های لازم برای بهره‌مندی از فناوری کوانتومی در مناطق محروم و کمتر توسعه‌یافته،  به کاهش شکاف دیجیتال کمک شایانی می‌کند. این امر مستلزم سرمایه‌گذاری‌های کلان و همکاری بین دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی و بخش خصوصی است. 
ـ تشویق و حمایت از تحقیقات در زمینه کاربردهای اخلاقی و اجتماعی فناوری کوانتومی نیز  به استفاده عادلانه‌تر و سودمندتر از این فناوری برای جامعه بشری کمک خواهد کرد. 
این پژوهش‌ها راهکارهایی برای مقابله با معضلات احتمالی و بهره‌برداری بهینه از فرصت‌های پیش رو ارائه می‌کنند.

امنیت سایبری
یکی دیگر از موضوعات مهمی که باید مورد توجه قرار بگیرد، تأثیر کامپیوترهای کوانتومی بر امنیت سایبری است.۱ این فناوری قادر است بسیاری از سازوکارهای رمزنگاری متداول را درهم بشکند که همین تهدیدی جدی برای حریم خصوصی افراد و امنیت اطلاعات سازمان‌ها محسوب می‌شود. از این روی، توسعه روشهای رمزنگاری مقاوم در برابر حملات کوانتومی، به یکی از اولویت‌های مهم پژوهشگران در این حوزه تبدیل شده است. 
از سوی دیگر، کامپیوترهای کوانتومی می‌توانند به پیشرفت‌های چشمگیری در زمینه هوش مصنوعی منجر شوند. این امر ضمن گشودن افقهای تازه‌ای در عرصه‌های مختلف علمی و فناوری، دغدغه‌های اخلاقی و اجتماعی جدیدی نیز پدید می‌آورد؛ برای مثال ممکن است شاهد ظهور سیستم‌های هوشمندی باشیم که توانایی‌های شناختی آنها از انسان فراتر باشد و پرسش‌های بنیادینی را درباره جایگاه انسان در جهان و ماهیت هوشمندی مطرح سازد.

مزایا
کامپیوترهای کوانتومی در حوزه پزشکی و داروسازی، می‌توانند انقلابی در شیوه‌های تشخیص و درمان بیماری‌ها ایجاد کنند. این ماشین‌های قدرتمند قادرند با سرعتی باورنکردنی، میلیون‌ها ترکیب شیمیایی را برای یافتن داروهای مؤثر بررسی کنند. همچنین می‌توانند در طراحی درمان‌های شخصی‌سازی شده بر اساس ساختار ژنتیکی هر فرد، نقشی کلیدی ایفا کنند. 
اما سؤال اینجاست که: «آیا همه افراد جامعه به یک اندازه از این پیشرفت‌ها بهره‌مند خواهند شد؟» 
در عرصه بازارهای اقتصاد و مالی، کامپیوترهای کوانتومی می‌توانند الگوهای پیچیده بازار را با دقتی بی‌سابقه تحلیل کنند و پیش‌بینی‌های دقیق‌تری مطرح نمایند. این خود به بهینه‌سازی سرمایه‌گذاری‌ها و مدیریت خطرکردن (ریسک) کمک شایانی می‌کند. اما دقیقاً مانند بسیاری از مواردی که ذکر شد، احتمال زیاد دارد که به تمرکز بیشتر ثروت در دست گروهی محدود منجر شود که به این فناوری دسترسی دارند.در نهایت باید به این نکته توجه داشت که آینده در دستان ماست. ما می‌توانیم از فناوری کوانتومی برای ساختن جهانی بهتر، عادلانه‌تر و پایدارتر استفاده کنیم یا اجازه دهیم که شکاف‌های موجود عمومیت بیشتری یافته، زمینه پدیدار شدن یک جامعه طبقاتی جدید با اختلافاتی غیر قابل مقایسه را فراهم کنیم.

پی نوشت:
۱. به زبان ساده، امنیت سایبری (Cybersecurity) مجموعه‌ای از ابزارها، روشها و فناوری‌هایی است که از سیستم‌ها، شبکه‌ها و داده‌ها در برابر حملات دیجیتال، سرقت یا آسیب محافظت می‌کند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی